ما دنیای واقعی را از طریق سیستمی به نام سیستم ادراکی درک می کنیم. اطلاعات مربوط به دنیای واقعی ابتدا از طریق سیستم حسی به ما می­رسد: چشم­ها، گوش­ها، بینی، دهان و پوست. در مرحله بعد، این احساسات از سیستم ادراکی ما عبور می­کنند . سیستم ادراکی از دو فیلتر ” دانش کلی ” و فیلتر ” ارزش گذاری ” تشکیل شده است.

وقتی اطلاعات از فیلتر دانش کلی ما عبور می­کند، یکی از سه اتفاق رخ می­دهد:

  • اطلاعات برای ما معنی دار نیستند و درک در آنجا متوقف می­شود.
  • ما بلافاصله اطلاعات را تشخیص نمی­دهیم، اما اعتقاد داریم که ممکن است برای ما معنی دار باشد، بنابراین انگیزه­ای برای کسب اطلاعات بیشتر داریم
  • اطلاعات برای ما معنی دار هستند و بنابراین از فیلتر بعدی، فیلتر ارزش گذاری عبور می­کنند.

وقتی اطلاعات از فیلتر ارزیابی ما عبور می­کند، اگر این چیزی است که ما یاد گرفته­ایم و نیازها را برآورده می­کند، ارزش مثبتی برای آن قائل هستیم. اگر چیزی است که ما یاد گرفته­ایم و مانع توانایی ما در تأمین نیازهایمان می­شود، برای آن ارزش منفی قائل می­شویم. اگر نه به ما کمک کند و نه ما را در تأمین نیازهایمان منع کند، ممکن است برای آن ارزش زیادی قائل شویم.

از آنجا که همه ما با دانش و تجربه متفاوت و در نتیجه ارزش­های متفاوت به هر موقعیتی می­رسیم، برداشت ما از دنیای واقعی متفاوت است. بنابراین، همه ما در یک “دنیای واقعی” زندگی نمی­کنیم. ما در دنیای ادراکی خود زندگی می­کنیم. منظور دکتر گلاسر از “ارزش ها” همان چیزی است که برای ما مهم است، لزوما محدود به ارزش­های اخلاقی نیست. جهان­های درک شده ما برای هر یک از ما واقعیت هستند. از آنجا که آن­ها از ادراک تشکیل شده­اند ، جهان­های ادراک شده ما عبارتند از:

همچنین بخوانید  رفتار کلی در تئوری انتخاب

بسیار ذهنی: براساس فرهنگ ، تحصیلات ، تجربه ، جنسیت ، سن و غیره

منحصر بفرد: منوط به تغییر مداوم (اطلاعات جدید ، تجربیات جدید = تصورات جدید)

در واقع «دنیای ادراکی» در مقایسه با «دنیای مطلوب» بسیار بزرگ‌تر است. در واقع «دنیای ادراکی» تفسیر و برداشت ما از «دنیای مطلوب» است و از لحاظ نظری شامل درک ما از هر چیزی است که مشاهده می‌کنیم.

کلام آخر

ما در دنیای ادراکی خود زندگی می­کنیم. برخورد ما با دنیای واقعی خارج از خود، از طریق دانش کل، ارزش­ها، تجربه و آنچه آموخته­ایم فیلتر می­شود. همه این موارد در حافظه نگه داشته می­شوند و نحوه ارتباط ما با دنیای واقعی را هنگام سفر در زندگی شکل می­دهند. سلامت روان و خوشبختی ما تا حد زیادی به این بستگی دارد که درک ما چگونه بتواند نیازهای خود را برآورده کند.